
دو سال پیش، همینجا درباره فیلم «شبکه اجتماعی» نوشتم: «فیلمهای خوب را فقط باید دید. نوشتههایی از جنس این یادداشت اینترنتی حتی اگر در نتیجه فهم ناقص نویسندهشان مُبَعِّد مقصود نباشد، در بهترین حالت به اشتراکگذاری لذّت مشترکی است که از تجربه زیباییشناسانه یک اثر هنری بهدست آوردهایم» و حالا فکر میکنم راجع به «دستنیافتنیها» هم باید همان حرفها را تکرار کرد. بگذار منتقدان و اساتید عبوس سینما، آسانگیر و سطحینگرمان بخوانند و این فیلم فرانسوی را به سوء استفاده از موسیقی برای احساساتیکردن مخاطب متهم کنند و نگاه فیلمساز به تضادهای طبقاتی – فرهنگی جامعه و روابط آدمها را آرمانگرایانه و سادهلوحانه بدانند. همه این حرفهای یاسآلود و عیبجویانه را باید دور ریخت و به جای آن بایستی «دستنیافتنیها» را به خاطر شور و لذت و شعفی که در دل تماشاگرانش مینشاند و به خاطر تصویرِ سهل و ممتنعی که از روابط پیچیده انسانی ارایه میدهد تحسین کرد. اصلا بگذار به زبان همان اساتیدِ اهل فن حرف بزنیم و بگوییم که امکان ندارد کسی با فیلیپ و دریس و سیر اتفاقاتشان همراه شود و عواطفش بهاوج برانگیختگی نرسد و آنچه ارسطو، کاتارسیس میخواند را در وجود خود احساس نکند. «دستنیافتنیها» از معدود فیلمهای این سالهاست که ثابت میکند هنوز بین دو سر طیف بیگپروداکشنهای کلیشهای آمریکایی و فیلمهای بیروح جشنوارههای اروپایی، میتوان اثری سینمایی پیدا کرد که ظاهری ساده و سرخوشانه داشته باشد اما در عین حال به لایههای پنهان و ناشناخته روح آدمی نیز نقب بزند. متن کامل در ادامه مطلب







