ی وی دی «گشت ارشاد» با صحنه‌های حذف شده‌اش ناگهان و در سکوت خبری به بازار آمد

فیلم سینمایی گشت ارشاد سرانجام از صبح امروز در شبکه نمایش خانگی توزیع شد. به گزارش کافه سینما در دی وی دی این فیلم بخش‌های جانبی دیگری از جمله 7 دقیقه از صحنه‌های حذف شده در تدوين فيلم. پشت صحنه فیلم، پایان فیلم در جشنواره فجر (که به صلاحدید کارگردان در نسخه اکران تغییر کرد) و همچنین یک کلیپ جالب از حواشی فیلم (از زمان دریافت پروانه ساخت تا پایین کشیدن از پرده‌های سینما) گنجانده شده.

به گزارش کافه سینما فيلم گشت ارشاد در نوروز 91 در سينماها اكران شد. با آغاز اكران اعتراض هايي به مضمون فيلم صورت گرفت. با ادامه يافتن اين اعتراضات حوزه هنري و شهرداري به اكران فيلم در سينماهايشان پايان دادند. نهايتا اكران فيلم در باقي سينماها هم 25 روز بيشتر ادامه نيافت و اكران گشت ارشاد با فروش يك ميليارد و پانصد پنجاه ميليون تومان به پايان رسيد.

سعيد سهيلي بر روي كاور دي وي دي فيلم يادداشتي نوشته كه در ادامه مي خوانيد:

" درباره فیلم گشت ارشاد هیچ نباید گفت،تنها و تنها باید نشست وآنرا تماشا کرد،
چند ماه منتظر ‍‍‍پروانه ساخت آن بودم مهم نیست،برای ساخت آن چه سختی ها کشیدم مهم نیست،در زمان اکران آن چه ناملایمتی ها دیدم مهم نیست،
فیلم در اکران پایین کشیده شد و در شهرستان ها اکران نشد مهم نیست، خودم همراه با فیلم آتش گرفتم و سوختم مهم نیست، پس هیچ نمی گویم و با تمام بی انصافی ها می سازم و دوباره فیلم می سازم.
یا حق "

مقایسه قسمت سوم «داستان اسباب بازی» با قسمت سوم «کلاه قرمزی»

سه گانه «Toy Story» را با سه گانه «کلاه قرمزی» مقایسه کنید تا فیلمسازی با هدف و استراتژی را از فیلمسازی دم دستی و تنبلانه و از سر شکم سیری تشخیص دهید...

تنها دلیلی که پیکسار دنباله‌ی فیلم را ساخت این بود که ما یک داستان عالی داشتیم. این تنها دلیلی است که ما یک دنباله را می‌سازیم؛ نه فقط برای این‌که پول دربیاوریم.

جان لستر (کارگردان داستان اسباب بازی)

 

1-نوشتن از «کلاه قرمزی و بچه ننه» مانند توصیف غذای آبکی پسرخاله برای آقای مجری (در اواسط فیلم) است که به اعتراف ایرج طهماسب نه آش است و نه سوپ! نه می توان آن را موزیکال دانست (که ترانه های بی ربط اش - که حتی فضای دست زدن هم برای تماشاگران‌اش نمی‌سازند - در تمام دقایق به زور به فیلم سنجاق شده اند) و نه می توان حتی آن را فیلمی در ژانر کودک معرفی کرد (که گریز های مغشوش و پراکنده فیلمساز به مسائل اجتماعی و البته شوخی های کلامی و موقعیتی، فیلم را بلاتکلیف گذاشته است). با این حال شاید بهترین توجیه برای چنین ساختار پیش پا افتاده ای همان استدلال قاطع پسرخاله باشد وقتی با همان لحن و تن صدا معروف می گوید: «مگه هر چیزی باید شبیه یه چیز دیگه باشه!»

متن کامل در ادامه مطلب
ادامه نوشته

آیا داریوش مهرجویی در حال ساخت فیلمی با حال و هوای اجاره نشین ها است؟

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0914/6.08/09-4-13-231748mehrjoee-km.jpg

چندی است خبری درباره ساخت فیلمی جدید از داریوش مهرجویی با حال و هوای «اجاره نشین‌ها» روی خروجی برخی رسانه‌ها قرار گرفته، اما همه این اخبار بر اساس شنیده‌ها بیان شده است. برای پیگیری این موضوع به سراغ داریوش مهرجویی رفتیم تا کم و کیف ساخت این فیلم را از خود او بشنویم.

در خبرها آمده که قرار است فیلمی به نام «چه خوب که برگشتی» را بسازید، در این باره توضیح می‌دهید؟

قرار است فیلمی بسازم که عنوان آن «چه خوب که برگشتی» است، اما فعلا هیچ خبری نیست. هیچ جوابی به ما نداده‌اند.

یعنی هنوز برای این فیلم پروانه ساخت نگرفته‌اید؟

خیر، فیلمنامه را به شورای صدور پروانه ساخت ارائه دادیم و منتظر جواب هستیم.

گفته می‌شود فیلم جدید شما حال و هوایی مانند «اجاره‌نشین‌ها» دارد، این گفته تا چه حد درست است؟

حالا شاید این طور باشد، نمی‌دانم.

بازیگران این فیلم چه کسانی هستند؟

اجازه بدهید پروانه ساخت را گرفتم، در مورد آن صحبت می‌کنم.

داریوش مهرجویی کارگردان پیشکسوت سینما ساخت آثاری چون «گاو»، «لیلا»، «هامون»، «اجاره‌نشین‌ها»، «مهمان مامان»، «سنتوری»، «نارنجی‌پوش» و ... را در کارنامه هنری خود دارد.

«اجاره‌نشین‌ها» که سال 1365 ساخته شد، فیلمی با مایه‌های طنز است که در آن اکبر عبدی، عزت‌الله انتظامی، حمیده خیرآبادی، سیاوش تهمورث و فردوس کاویانی به ایفای نقش پرداختند.

----------

منبع: فارس

12 سکانس برتر فیلم پدرخوانده / گزارش تصویری

12

12_2012-08-28.jpg


درگیری سانی و کارلو
این از آن دست سکانس هایی است که لقب سکانس بذر را دارد، یعنی سکانسی که ببینده را آماده برای موتیف های اصلی فیلمنامه می کند. در این سکانس ما متوجه می شویم که "سانی" شخصیت غیرتی و در لحظه دیوانه ای دارد، پس اگر دوباره هم قرار به تخلف "کارلو" باشد، "سانی" ساکت نخواهد نشست.

11

11_2012-08-28.jpg


همین که پیشنهاد را رد کنیم باید منتظر مجازات خود باشیم
در این سکانس بیننده با قدرت غیر قابل وصف خانواده کرلئونه آشنا می شود، جایی که یک کارگردان اسکار گرفته و مشهور در مقابل قدرت اصلحه کم می آورد.

متن کامل وعکس ها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

گریم های عجیب گوهر خیراندیش، امین حیایی و امین زندگانی در یک فیلم

فیلم «اختاپوس؛ دفتر اول آهوی پیشونی سفید» ساخته سیدجواد هاشمی در نوبت دوم اکران عید فطر روی پرده می‌رود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0914/6.08/IMAGE634818553323286203.jpg

فيلم سينمايي «آهوی پیشونی سفید» اولين ساخته سيد‌جواد هاشمي در جشنواره فيلم فجر سي‌ام به نمايش درآمد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0914/6.08/IMAGE634818553330150215.jpg

قرار است این فیلم در نوبت دوم اكران عيد فطر با نام كامل «اختاپوس: دفتر اول آهوی پیشونی سفید» به نمايش عمومي درآيد.
متن کامل به همراه عکس ها در ادامه مطلب
ادامه نوشته

احتمال کارگردانی داستان دقیق نحوه قتل اسامه بن لادن توسط استیون اسپیلبرگ

استیون اسپیلبرگ جذب کتاب «روز نه چندان آسان» شده و قصد دارد آن را به عنوان پروژه بعدی خود به عنوان کارگردان در دست گیرد.

این کتاب که درباره کشتن «اوسامه بن‌لادن» است، ماه آینده روی پیش‌خوان کتابفروشی‌ها قرار می‌گیرد و اسپیلبرگ ‌ماه قبل آن را خوانده است.
http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0914/6.08/13910607000090_PhotoL.jpg

استیون اسپیلبرگ، تهیه‌کننده و کارگردان سینما


به گفته نزدیکان اسپیلبرگ، این کتاب وقایع‌نگاری دقیق حمله نیروهای آمریکایی به مخفیگاه بن‌لادن و تعریف آخرین ساعات زندگی اوست.


یکی از افسرانی که در جریان این حمله شرکت داشته، خاطرات دقیق خود را با ذکر جزئیات در این کتاب شرح حال گونه تعریف کرده است.

«نه یک روز آسان» سومین فیلم بلند سینمایی است که صنعت سینما طی چند ماه اخیر در رابطه با بن‌لادن در دستور کار خود قرار داده و قصد دارد تولید کند.

هر سه فیلم درباره عملیات محرمانه و موفقیت‌آمیز نظامی است که منجر به کشف مخفیگاه اوسامه بن لادن و  قتل وی شد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0914/6.08/13910606000447_PhotoL.jpg

عکس روی جلد کتاب «‌نه یک روز آسان»



دو فیلم دیگر که قبل از این خبر تولید‌شان اعلام شده توسط کاترین بیگلو و جان استاکول کارگردانی خواهند شد.


اسپیلبرگ توضیح زیادی درباره پروژه جدید خود نداده و گفته به‌زودی با انتشار اطلاعیه‌ای، درباره جزئیات آن صحبت خواهد کرد.

نزدیکان این فیلم‌ساز می‌گویند وی پس از خواندن کتاب «نه یک روز آسان» به شدت جذب نوع وقایع‌نگاری آن شده است.

به گفته آن‌ها، شرکت انتشاراتی این کتاب با این نیت که اسپیلبرگ آن را بپسندد و به عنوان فیلم بعدی خود در مقام کارگردانی کار کند، کتاب را برای او فرستاده‌اند.

تحلیل‌گران ادبی عقیده دارند کتاب «نه یک روز آسان» بلا فاصله پس از انتشار، تبدیل به یکی از پرخواننده‌‌ترین کتاب‌های سال خواهد شد.

این نخستین بار نیست که اسپیلبرگ فیلمی با مضمون جنگی را برای کارگردانی انتخاب می‌کند. سال قبل او «اسب جنگی»‌ را بر اساس قصه یک کتاب پرخواننده انگلیسی کارگردانی کرد.

اما این فیلم موفقیت مالی و انتقادی به دست نیاورد. از یک سو منتقدان سینمایی آن را کاری ضعیف ارزیابی کردند و از سوی دیگر تماشاگران سینما استقبالی از آن در جدول گیشه نمایش سینماها نکردند.


اسب جنگی، ماجراهای تن‌تن، ‌جنگ دنیاها، هوش مصنوعی، نجات سرباز رایان، پارک ژوراسیک، فهرست شیندلر، ایندیانا جونز و آرواره‌ها ازجمله فیلم‌های اسپیلبرگ است که تاکنون موفق به دریافت 3 جایزه اسکار شده است.

----------

منبع: فارس

10 فیلم منحصر به فرد که جهان را نیز تغییر دادند! +عکس

درحالیکه بیشتر فیلم های تولیدی با هدف سرگرمی و فرار از واقعیت تولید می شوند، فیلم هایی نیز وجود دارند که تاثیر عمیقی بر فرهنگ ما داشته و بر جای گذاشته اند. این فیلم ها چه تعمدانه و چه به طور غیر عمد، سبب شده اند تا مسائل اجتماعی مدّ نظر قرار گیرند، قوانین آسیب دیده بهبود یابند، پیشگام ایدئولوژی های خوب یا بد شوند، و با تاثیرگذاری بر فرهنگ و جامعه، مسیری جدید را به تاریخ نشان دهند. در ادامه به ده فیلمی اشاره خواهیم کرد که چه خوب و چه بد، تاثیری ماندگار در تاریخ داشته اند.

10. بزرگترین سایز من

اولین مستند مورگان اسپورلاک، سبب شد تا کارگردان تجربه ای را پشت سر بگذراند؛ تجربه ای که به او می فهماند، چه اتفاقی برایش خواهد افتاد، اگر یک ماه کامل، فقط غذاهای ساخت مک دونالد را استفاده کند. هرچند این شیرین کاری سبب شد تا او 10 کیلو وزن اضافه کرده و افسردگی را تجربه نماید، و دچار آسیب کبدی گردد، اما این فیلم همچنین سبب شد تا درباره ساخت و بازاریابی فست فودها بررسی دقیقی صورت گیرد؛ و فرهنگ تغذیه نامناسب و اعتیاد به رستوران های این چنینی که رو به افزایش است نشان داده شود. این فیلم بسیار موفق عمل کرد و سبب شد تا توجه عمومی بار دیگر متوجه اپیدمی رو به گسترش چاقی شود. تنها شش هفته پس از اکران این فیلم، مک دونالد پخش فست فودها با نام "سوپر سایز" را متوقف نمود (هرچند اظهار داشت که این حرکت مثبت، ربطی به پخش این مستند نداشته است). و از آن به بعد، مک دونالد سعی کرد تا غذاهای سالم تری را در منوهای خود بگذارد.

متن کامل در ادامه مطلب

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0914/6.07/Super-Size-Me.jpg

ادامه نوشته

این قهرمان اکشن‌ای که در زیر زمین هم عینک دودی می‌زند، هنوز بی‌مصرف نشده!

آن‌ها منطق روایی و ساختار منسجم و نقطه عطف و فرضیه دراماتیک و به طور کلی موارد و عناصر لازم برای یک فیلم نامه خوب و سرپا را نمی شناسند. به آنها ماموریت که بدهی یک شهر را به خون می کشند. یک تنه سر صد ها انسان را بر باد می دهند تا به آدم بد اصلی داستان برسند. همیشه هم رئیس گروه خیرها با بزرگ شرها تنها میشوند و طی یک مبارزه نفس گیر نیروی خیر یا مثبت داستان پیروز می شود و همه چیز به خوبی و خوشی تمام. این فرمول همیشگی فیلم های اکشنی است که از دهه هشتاد تا امروز  به کار خود همچنان ادامه می دهند.

alt

فیلم هایی که مبنای آنها بر اساس حرکت و خشونت نهاده شده. نمی خواهم درباره تاثیر خشونت در جامعه و مواردی از این قبیل صحبت کنم، چون خود این مقوله بحث طولانی می خواهد. ولی حقیقت این است که از سالهای گذشته تا امروز خشونت و تحرک این فیلم ها جزوی از علاقه مندی های‌مان شده و به خصوص امروز که بازی های کامپیوتری بکش بکش از خواب شب هم برایمان واجب تر است!

دو هفته است که قسمت دوم فیلم «یک بار مصرف ها» به نمایش درآمده و فعلا در صدر جدول فروش قرار گرفته. فیلمی که مانند قسمت قبلش پر است از ستاره های اکشن فیلم های خاطره ساز سال های دور. استالون، ون دام، شوارتزنگر و... بازیگرهایی هستند که هرکدام در گذشته قدرتی بودند در سینمای اکشن. راستش را بخواهید مقاومت در برابر این فیلم کار دشواری است. چرا که در طول فیلم چهره هر کدام از بازیگرهایی که حالا سن و سالی از آنها گذشته را می بینیم، خاطرات گذشته و فیلم های آنان برایمان مرور می شود و غرق در مرور آنها می شویم.

ولی اگر واقع بینانه به «یک بار مصرف ها ٢» نگاه کنیم، می بینیم که به عنوان یک فیلم اکشن، چندان رضایت بخش نیست. «یک بار مصرف ها ٢» از لحاظ داستانی در مقایسه با قسمت قبل بسیار ضعیف تر عمل کرده و به جای آنکه بخشی از انرژی خود را صرف تعریف یک قصه، هر چند کلیشه ای کند از همان ابتدا تمرکزش را به صحنه های کشت و کشتار معطوف کرده. فیلم از نطر خشونت هیچ چیز کم ندارد. پانزده دقیقه ابتدایی آن فقط صدای شلیک گلوله ها و انفجار بمب ها را می شنویم و گروه یک بار مصرف ها را می بینیم که سوار بر ماشین و قایقند و خون آدم هایی که فواره وار در هوا پخش می شوند.

این بار سایمون وست کارگردانی فیلم را برعهده دارد و استالون هم یکی از نویسندگان فیلم نامه است. شاید به خاطر پررنگ نبودن نقش استالون در پشت صحنه، این فیلم عمده تمرکزش را به بخش اکشن اختصاص داده. چون در کارهایی که استالون علاوه بر نویسندگی، کارگردانی آنها را هم بر عهده داشته مانند «یک بار مصرف ها» و آخرین قسمت «رمبو» وقت بیشتری برای داستان گویی و معرفی شخصیت ها اختصاص می داده که تعادل خوبی بین داستان و اکشن فیلم برقرار می شده. به همین خاطر می توان گفت جای خالی یک داستان جذاب و حسابی در «یک بار مصرف ها ٢» و در این ضیافت اکشن کارهای کارکشته خالی است.

داستان درباره مردی است به نام ویلین (با بازی ژان کلود ون دام) که در پی دست یابی به سلاحی پرقدرت است که گروه یک بار مصرف ها مانع از دست یابی او به این سلاح می شوند. ون دام انتخاب خیلی خوبی برای نقش منفی این فیلم بوده ولی به دلیل حضور معلقی که در داستان دارد، مجالی برای تثبیت کردن شخصیت خودش نمی‌یابد . با این که حتی در زیرزمین هم عینک دودی می زند (!) ولی با ظاهری سر تا پا مشکی و عینک دودیش و نام ویلین به معنای شرور که برایش انتخاب شده در زمان حضورش به عنوان بدمن داستان واقعا حرص آدم را در می آورد. فیلم در استفاده از خشونت بسیار افراطی عمل کرده. در بعضی از موارد احساس می کنیم که در یک بازی کامپیوتری هستیم که مرحله هایش هیچ هدفی جز تیراندازی و کشتار ندارد. و همین افراط در خشونت و پررنگ نبودن خط داستانی بزرگترین ضربه ها را به «یک بار مصرف ها ٢» وارد کرده. ولی همان طور که در ابتدا گفته شد خیلی از منطق های یک فیلم نامه خوب در این نوع آثار دیده نمی شود ولی اگر این فیلم را با قسمت قبلش مقایسه کنیم متوجه می شویم که حداقل در «یک بار مصرف ها» از فرمول رایج و کلیشه ها به خوبی استفاده شده و فیلمی را به وجود آورده بود که برای طرفدارانش همه چیز را در حد اعتدال در خود داشت.


alt

در «یک بار مصرف ها ٢» مانند قسمت قبل سیلوستر استالون و جیسون استاتهام نقش پررنگ تری نسبت به بقیه بازیگران دارند. جت لی حضوری کوتاه دارد و بروس ویلیس و آرنولد شوارتزنگر که در فیلم قبلی حضورشان در حد چند پلان کوتاه بود این بار حضورشان بیشتر شده. ولی این پررنگ تر شدن چندان جذاب به نظر نمی رسد. چون هر زمان که این دو حضور دارند که خیلی بی مقدمه در وسط درگیری های اواخر فیلم سر و کله آنها پیدا می شود، دائما در حال شوخی کردن با یکدیگر هستند و تبدیل دلقک هایی در بین آن حمام خون به راه افتاده می شوند. صحنه مبارزه پایانی فیلم که بین ون دام و استالون درمی گیرد اجرای خوبی دارد و تماشایی شده است. آن دو بدون سلاح به جنگ یکدیگر می روند و خستگی تماشای تیرباران هایی که بعضی از آنها بی جا استفاده شده بود را با این مبارزه تن به تن از بین میبرند.

فیلم، زیادی شلوغ است و زیادی پر سر و صدا. ولی به هر حال همان طور که گفته شد، مقاومت در برابر این فیلم کار سختی است. و این مقاومت بیشتر در مورد بازیگرهای آن است و نه خود فیلم. بر خلاف عنوانش که «یک بار مصرف ها» ست ولی هنوز تاریخ مصرف آنها تمام نشده و هنوز هم مخاطبان مخصوص به خودشان را دارند. به خصوص سیلوستر استالون که در راس همه آنها قرار گرفته که من هم یکی از طرفداران همیشگی اش هستم. شاید در آثار او و هم نسلانش اکشنی به هوشمندی «ماموریت غیر ممکن ۴» نباشد ولی آنها دنیای مخصوص به خودشان را دارند. دنیایی که بی هیچ تکلف سالهاست که با گذر زمان و تغییرات خودشان را با همه چیز وفق داده اند و مردم دنیا را سرگرم کرده اند و همچنان هم ادامه می دهند. بی آنکه جای کسی را تنگ کرده باشند و تاریخ مصرفشان تمام شود.

کافه سینما

چگونه پیکسار داستان‌هایش را می سازد ؟

اما کوتز چندین سال با کمپانی انیمیشن سازی پیکسار همکار بوده ، وی درآخرین انیمیشن آنها ، شجاع ، مسئول کشیدن بخشی از استوری‌برد‌ها بوده است. او اکنون عضو پیکسار نیست و به عنوان یک فیلمساز مستقل به فعالیت می‌پردازد. در چند ماه اخیر او درسهایی که از افراد داخل پیکساز یاد گرفته را روی صفحه ی توییترش ذکر کرده. در این مقاله 22 درس داستان‌گویی پیکسار را برای شما ترجمه و منتشر می‌کنیم.

صحنه ای از فیلم شجاع

 

1. شما شخصیت‌ها را برای تلاش‌هایشان تحسین می کنید نه برای موفقیت‌هایشان.

2. شما همواره چیزی که به عنوان مخاطب برای شما جذاب است، در نظر داشته باشید. نه چیزی که به عنوان نویسنده برای شما مفرح است. این دو با هم متفاوت اند.

3. تلاش برای ایجاد تم ( زمینه ) مهم است اما شما تا پایان مشخص نداشته باشید نمی‌توانید بگویید داستان دقیقا راجع به چه چیزی است. زمانی که پایان را مشخص کردید، شروع به بازنویسی کنید .

4. روزی روزگاری یک _____ بود. هرروز، _____. تا اینکه یک روز ______. در نتیجه _____ و به دنبالش ______. در نهایت هم ________.

5. شخصیت‌ها را ساده متمرکز و ترکیب کنید. از انحرافات ذهنی از مسیر داستان دوری کنید . شاید به نظر برسد که در حال از دست دادن چیز با ارزشی هستید. اما در حقیقت این شما را از محدودیت‌ها آزاد می‌کند.

6. نقطه ی قوت کاراکتر شما کجاست؟ با چه چیزی راحت است؟ متضاد این چیزها را در برابر شخصیت قرار دهید. آنها را به چالش بکشید. آنها با این چالش‌ها چگونه دست و پنجه نرم می‌کنند ؟

7. ابتدا پایان را مشخص کنید، سپس سراغ میانه قصه بروید . پایان، سخت ترین نقطه داستان است. شما باید برای آن زمینه‌چینی کنید.

8. داستانتان را تمام کنید و رهایش‌کنید حتی اگرعالی نباشد. فقط در یک دنیای ایده آل شما همه چیز را دارید. اما ادامه دهید. دفعه بعد بهتر عمل کنید.

9. زمانی که در داستان گیر می‌کنید و نمی‌توانید جلو بروید، لیستی از تمام چیزهایی که می‌دانید جلوتر، در داستان اتفاق نمی‌افتد تهیه کنید . چیزهایی ظاهر می شوند که شما را از گیر خلاقانه خارج می‌کند .

10. داستان‌هایی که دوست دارید تک تکه کنید و تکه‌های که دوست دارید پیدا کنید . این‌ها بخشی از شما هستند . این تکه‌ها را بشناسید، پیش از اینکه بتوانید از آنها در داستان خودتان استفاده کنید.

11. وقتی یک ایده را روی کاغذ بیاورید، می‌توانید آنرا درست کنید. اگر ایده در سرتان بماند، ایده ای عالی، شما هرگز آنرا با هیچکس در میان نخواهید گذاشت .

12. اولین راه حلی که به ذهنتان می‌آید را به حساب نیاورید. اجازه بدهید دومین و سومین و ... راه‌حل در داستان باشد. کلیشه‌ها و بدیهیات را دور بریزد. خودتان را شگفت زده کنید!

13. به کاراکترتان دیدگاه دهید. کاراکتر منفعل و منعطف شاید برای شما که نویسنده‌اید بهتر باشد، اما برای مخاطبان مانند سم است .

14. چرا شما باید این قصه را بگویید‌؟ اعتقادی که درون شما زبانه می‌کشد چیست که داستان از آن تغذیه می‌کند ؟ این قلب و بنیان داستان شماست.

15. اگر شما جای شخصیتتان بودید، در این وضعیت چگونه احساسی داشتید؟ صداقت شما باعث می‌شود به یک وضعیت باورنکردنی، اعتبار و حس واقعی بودن ببخشید.

16. قمار شخصیت اصلی بر سر چیست؟ به تماشاگر دلایلی بدهید که بتواند شخصیت را واکاوی کند. اگر شخصیت اصلی موفق نشود چه چیزی از دست می‌دهد؟ شانس را بر علیه آنها قرار دهید .

17. هیچ چیزی بلااستفاده نیست. اگر الان قابل استفاده نیست، آنرا کنار بگذارید. بعدا دوباره به کارتان خواهد آمد.

18. شما باید خود را بشناسید: بین تلاش حداکثری و ایراد‌ گرفتن بیهوده تفاوت است. داستان گویی یعنی آزمودن چیزهای نو، نه تصحیح کردن.

19. ایجاد تصادفی که منجر به مخمصه‌ای برای شخصیت شود خوب است. ایجاد تصادف برای خارج کردن شخصیت از مخمصه یعنی تقلب!

20. تمرین: در ذهنتان آجرهای سازنده فیلمی که دوست ندارید را بردارید. اگر شما بودید آنرا چگونه می‌چیدید تا فیلم خوبی شود؟

21. شما باید وضعیت و شخصیتهای داستانتان را مشخص کنید. نمی‌توانید فقط بنویسید "به راحتی" . مشخص کنید که چرا باید نوشت "به راحتی".

22. عصاره‌ی داستان شما چیست؟ مقتصدانه ترین روش برای گفتن آن چیست؟ اگر این‌ها را می‌دانید، می‌توانید ساخت داستانتان را از همین‌جا شروع کنید.

Emma Coats

lawnRocket

ترجمه: علی ملاصالحی

کافه سینما

 

واکنش خبرگزاری های گوناگون به فروش کلاه قرمزی

در روزهای گذشته، موفقت عروسک‌های مجموعه کلاه قرمزی در گیشه، باعث شده تا بخش سینمایی خبرگزاری‌های ایرانی، فروش فیلم را در برابر شکست‌های اخیر بازیگران سینمای ایران علم کنند و در این باره یادداشت‌های خواندنی بنویسند.

* اولین متن به این سیاق را شبکه ایران نوشت.

چگونه است ایرج طهماسب و حمید جبلی هرگاه که کنار هم قرار می گیرند این توانایی را دارند که مخاطبان را به وجد آورند اما سوپراستارهای سینمایی ایران که برای یک گفتگوی 500 کلمه ای با رسانه ها مدتها آنها را در تعلیق نگه می دارند هنوز این قدر توانایی ندارند که به واسطه نام خود هم که شده مخاطب به سینما بکشانند ؟

شبکه ایران/حــــامد مظفـــری: در حالی که کسادی اوضاع اکران در سال جدید با فروش فوق العاده «کلاه قرمزی و بچه ننه» تا حدودی جبران شده پرسشی که به ذهن بسیاری از مخاطبان می رسد این است که چگونه است ایرج طهماسب و حمید جبلی هرگاه که کنار هم قرار می گیرند این توانایی را دارند که مخاطبان را به وجد آورند اما سوپراستارهای سینمایی ایران که برای یک گفتگوی 500 کلمه ای با رسانه ها مدتها آنها را در تعلیق نگه می دارند هنوز این قدر توانایی ندارند که به واسطه نام خود هم که شده مخاطب به سینما بکشانند مگر جز این است که استار به کسی می گویند که آن قدر توانایی داشته باشد که تنها به واسطه نامش مخاطب را به سینما بیاورد؟

پس چرا آخرین اثر اکران شده یکی از استارهای سینمای ایران یعنی بهرام رادان با عنوان «راه آبی ابریشم» حتی نمی تواند یک سوم هزینه های تولید خود را درآورد؟ یا اثری مثل «نارنجی پوش» که از حضور ستاره ای دیگر به نام حامد بهداد که عاشق در کانون توجه قرار گرفتن است، بهره می برد، به لطف حمایتهای همه جانبه شهرداری به زحمت فروشی بالغ بر یک میلیارد را به دست می آورد؟ از اوضاع فروش آخرین فیلم بزرگترین سوپراستار این مملکت محمدرضا گلزار یعنی «شش نفر زیر باران» هم که همه آگاهی داریم! امین حیایی هم آخرین بار با اثر به شدت ضعیف «قفس طلایی» به سینماها آمد که آن هم شکست تجاری سنگینی خورد.

اوضاع استارهای زن سینمای ایران هم بهتر از این نیست. سرکار خانم نیکی کریمی استار دهه های هفتاد و هشتاد سینمای ما هم که تقریبا بازیگری را کنار گذاشته و به سراغ کارگردانی رفته آن هم ساخت مستند فوتبالی برای شبکه نمایش خانگی! هدیه تهرانی هم که زمانی ابرستاره زن سینمای ایران بود، آخرین بار با «هفت دقیقه تا پاییز» مهمان مخاطبانش بود که آن فیلم هم علیرغم ارزشهای محتوایی، حداقل به لحاظ فروش، اثر موفقی نبود. مهناز افشار هم که مدتها به واسطه شباهتش با یکی از خوانندگان قبل از انقلاب، آثارش از سوی مخاطبان عام رصد می شد آخرین باری که ارتباط رودررو با مخاطب داشت در درام-اجتماعی «سعادت آباد» بود که آن هم فیلمی نبود که بتوان فروش نسبتا معقولش را به وجه ستاره پسندش نسبت داد.

درباره ستاره های دهه های قبل که حرفی برای گفتن باقی نمی ماند؛ از محمدرضا فروتن و فریبرز عرب نیا و ابوالفضل پورعرب گرفته تا جمشید هاشم پور و فرامرز قریبیان مدتهاست که تمام آنها شمایل ستاره وار خود را خواسته یا ناخواسته از دست داده اند. جالب اینجاست که کارگردانان کاربلد ما هم وقتی می خواهند یک اثر درجه یک بسازند به جای رفتن به سراغ چنین ستاره هایی به سراغ چهره های تئاتری می روند و این یعنی آن که ستاره های سینمای ایران فقط روی کاغذ ستاره هستند و در سینما، شمایلی از ستارگی برایشان نمانده.

ستاره های واقعی این روزهای سینمای ایران ایرج طهماسب و حمید جبلی هستند که با کنار هم قرار دادن یک سری عروسک گردان و صداپیشه مستعد و البته بودجه ای متوسط فیلمی می سازند مثل «کلاه قرمزی و بچه ننه» که شوخیهایش نه در دهه شصت که در دوران معاصر می گذرد. فیلمی که این قابلیت را دارد که حتی عبوث ترین مخاطبان سینما را هم به خود جلب کرده و از کودک هفت ساله تا پیرمرد هفتاد ساله را برای لحظاتی هم که شده از فانتزی سینما بهره مند کند.

متن کامل در ادامه مطلب
ادامه نوشته