یادداشت منتقد کافه سینما به بهانه بازپخش سریال "پاورچین": این کمدینها چطور حرام شدند؟
این روزها که سریال پاورچین از شبکه تهران و آی فیلم بازپخش می شود، نکته ای تلخ در ذهنم سنگینی می کند و آن، سرنوشت تراژیک برخی کمدین های ماست.
یادتان هست که یکی دو سال قبل در تیم پرسپولیس بر سر بازوبند کاپیتانی تیم، چه حاشیه هایی درست شد؟ مسئله این جاست که همه در این سرزمین، به طرز عجیبی می خواهند کاپیتان (کارگردان) باشند. همه می خواهند تنهایی گل بزنند. جواد رضویان پاورچین هیچ نسبتی با آن نقش های منفورش در شبه کمدی های رو به انقراض ندارد. رضویانی که آن روزها و در نقش داود، بهترین بازی کل کارنامه اش را ارائه می کرد و بعدها، به تدریج و در یک دیزالو غم انگیز، از گروه مدیری جدا شد تا خودش کارگردانی (بخوانید کاپیتانی) کند. یادمان نرفته که اسم رضویان تا مدتی در تیتراژ شب های برره می آمد ولی دست آخر حاضر به همکاری با این مجموعه و گروه نشد. به این بهانه که نمی خواهد (نمی خواست) به تکرار بیفتد. اما خب، این یک توجیه بود و علت اصلی چیز دیگری. این اتفاق، در مورد سعید آقاخانی هم به نوعی دیگر افتاد. کافی است آقاخانی بازیگر در متهم گریخت عطاران را با آقاخانی کارگردان در نقطه سرخط مقایسه کنید. به بده بستان های درخشان بازیگری اش با علی صادقی در متهم گریخت دقت کنید و به زنجیره ی غم انگیز بازسازی های دست چندمش از الگوهای عطارانی در سمت کارگردان. و البته یکی از عوامل این اتفاق هم نگاه مدیریت تلویزیون است. نگاهی که متأسفانه فرق اصل و بدل را نمی داند. ارزش تداوم و بقای گروه های موفق را نمی فهمد. وگرنه، فراموش نکرده ایم که هم مدیری، هم عطاران و هم آقاخانی دو دهه پیش در دوران پرشور و شوق جوانی کنار هم بودند و ساعت خوش می ساختند. گروهی که البته به لطف همین نگاه مدیریتی و با ممنوع الکار شدنشان، از هم پاشید و به چند جزیره تبدیل شد. حاصل آن تصمیمات عجیب و البته میل عجیب تر به کاپیتانی و کارگردانی و گل زنی، این شده که حالا کم تر کسی جواد رضویان مستعد پاورچین را به یاد می آورد. این شده که آقاخانی فرمول های خانه به دوش و متهم گریخت را همچنان با همان تیم بازیگران عطاران، بازسازی می کند. نمی دانم این روزها مجموعه ی نوروزی کسی خوابه (به کارگردانی جواد رضویان) را دیده اید یا نه. رضویان در تازه ترین تجربه ی کارگردانی، برگشته به مدل های آیتمی «ساعت خوش وار». چند روز پیش، از سر کنجکاوی داشتم بخش هایی از آن را می دیدم و رسیدم به کلیپی که در آن خود رضویان شب هنگام روی پل هوایی ایستاده بود و ترانه می خواند. فیگورهایی عجیب و غریب می گرفت که ما را بخنداند و راستش، نمی خنداند. کاپیتان تنها وسط پل ایستاده بود. گاهی پاسور خوب بودن از گل نزن بودن بهتر است.
برای من، بازپخش پاورچین در کنار همه ی جذابیت هایش، تصویر نوستالژیک و حسرت انگیز یک گروه موفق است؛ موفق و از هم پاشیده.
منبع کافه سینما
